در اين بخش، خاطرات مربوط به شهيد دكتر ديالمه را مي‌خوانيد. اين بخش در حال كامل شدن مي‌باشد. شما نيز چنانچه خاطره‌اي از اين شهيد بزرگوار داريد مي‌توانيد با ما از اين صفحه در ميان بگذاريد تا با نام خودتان در اين صفحه درج شود.

 

1) تبيينِ تبيين جهان

2) نعل وارونه!
3) خاطره‌اي از پدر شهيد
4) خاطره‌اي از آقاي توكلي
5) خاطره‌اي از آقاي مرادزاده

واقعه هفتم تير و شهداي مجلس شوراي اسلامي


تبيين تبيين جهان

     با انتشار اوّلين کتابهاي جديد ايدئولوژيک منافقين تحت عنوان «‌تبيين جهان» نوشته مسعود رجوي، شهيد ديالمه نيز سلسله سخنراني‌هاي نقّادانه خود را با عنوان «تبيينِ تبيين جهان» در آمفي‌تئاتر رازي دانشگاه پزشكي مشهد، ‌آغاز کرد که از همان ابتدا با تهديدهاي منافقين روبرو شد. او قبل از شروع اولين جلسه كه با تهديد به ترور توسط منافقين مواجه شده بود، به اميد آگاهي بخشي به جوانان و دانشجويان، بدون توجه به اين تهديدات، رسالت افشاگرانه خود را نسبت به خط التقاط، پرشورتر از قبل دنبال نمود و در آغاز كلام خطاب به تهديد‌كنندگان گفت: «‌از چنين پيامي كه شما داديد و اين لياقت را در خودم نمي‌‌ديدم، بسيار خرسندم!... مگر زمانيكه شما در چهره گروه‌هاي مختلف آنهايي كه حيات و هستي حوزه‌هاي علميه ما به آنها بستگي‌داشت، به‌زعم خود از سر راه برداشتيد، درد شما درمان شد؟ ... و آيا هنوز براي شما روشن نشده است كه هرچه شما بيشتر و بيشتر در اين مسير حركت كنيد، برننگتان افزوده مي‌شود؟ ... و تاسفم براي شماست كه الان صداي مرا مي‌شنويد و تاسف بيشترم براي سرانتان كه هنوز عبرت نگرفته‌اند.»

به نقل از دوستان و همراهان شهيد و نوار اولين جلسه «تبيينِ تبيين جهان»

 

نعل وارونه!

     شهيد ديالمه در روز 15/12/59 يعني فرداي روز سخنراني بني‌صدر در دانشگاه تهران و برپايي غائله  14اسفند، در مهديه تهران در ميان جمعيتي که به شدت نسبت به آن شهيد ابراز احساسات مي کرد در سخنراني خود با عنوان «مصدق از حمايت تا خيانت» گفت: « ... دستهايي در کارند تا وحدت ابوموسي اشعري را به جاي وحدت علي عليه‌السلام به مردم قالب کنند. اين بود که بر آن شدم تا مطالبي را در کمال اختصار با شما در ميان بگذارم. برادران در لحظات بسيار حساس و خطرناکي قرار گرفته‌ايم، حساس و خطرناک همچون ميدان‌هايي از مواد منفجره که با جرقه‌اي کوچک آتش مي‌گيرند و شياطين بر‌آنند تا با ژست‌هاي آزاديخواهانه قلابي تا آنجا که مي‌توانند بر ميزان شعله‌وري محيط بيفزايند،... اما آنچه که ما از ابتداي انقلاب فاقد آن بوديم و چوب آن را مي‌خوريم اين است که افراد را درست نمي‌شناختيم و آگاهي از مواضع آنان نداشتيم و همين امر باعث شد که اسلام‌شناسان اروپايي بر مبناي آزادي‌هاي غلط غربي آنچه را خواستند به خورد اين ملت دادند و سعي نمودند مسلمانان مؤمن را با برچسب هاي گوناگون از ميدان به‌در نمايند.
    
مي‌دانيد چماقداري از ما و اسلام نبود، ما به‌عنوان مسلمان استدلال و منطق داريم، چماقداري از آن نيروهاي چپ و راستي براي فرود آوردن چماقشان بر سر اين ملت فراهم آورند ظاهرا خود را ضد چماق معرفي کردند و الاّ چه زماني ما حرف حساب را نشنيده‌ايم؟ چه زماني از «بحث آزاد» فرار کرده‌ايم که امروز آنها به خود اجازه مي‌دهند فرياد برآورند که ما اهل بحث آزاديم و بقيه زور مي‌گويند. اگر بنده و شما آگاه باشيم  خوب مي‌فهميم که چرا اين‌گونه مي‌گويند و عمل مي‌کنند، چرا يکباره اسامي نيروهاي مرتجع داخلي و خارجي عوض مي‌شود و مي‌‌شوند انقلابي!! پيشتاز! مجاهد! مبارز! پيشگام؟! و در مقابل همه نيروهايي که در اين سمت قرار دادند و حرکت را ايجاد کرده‌اند، مي‌شوند‌ نيروهاي مرتجع، انحصارطلب و دُگم و از اين قبيل، اين همان شيوه هميشگي و مرسوم تاريخ است که اصطلاحا معروف است به «نعل وارونه» .... ساليان درازي است که براي ممالک اسلامي طراحي کرده‌اند و برنامه‌هاي آن توسط صهيونيسم بين‌الملل مدون گرديده است، خطرناکترين آنها حرکتي است که به‌وسيله مستشرقين درجوامع اسلامي ايجاد گرديده تا اسلام را آن‌گونه که مايلند معرفي نمايند و شرايطي را فراهم کنند که محتواي اسلام از دست رفته و تنها اسمي از آن بر جاي بماند، به همين منظور متخصصين جامعه شناسي وعلوم اجتماعي و اقتصاد اسلامي! و اسلام شناسي! ساختند و به جامعه هاي ما روانه کردند تا در ذهن ما از اسلام، يک فرهنگ ، يک انقلاب، يک تمدن بسازند و تا آنجا پيش آمدند که امروز در ذهن اکثريت نسل جوان ما اسلام نه به عنوان يک دين الهي و رهبري اش نه به عنوان يک رهبري الهي، که اسلام به عنوان يک تمدن و پيامبر به عنوان يک انقلابي ترسيم گرديده است. پيامبر مي شود انقلابي تا در قدمهاي بعدي بتوانند او را در کنار چه‌گوارا، مارکس و انگلس قرار دهند و ظهور اسلام حرکتي بشود همچون انقلاب اکتبر و انقلاب فرانسه و چهره‌هاي اسلامي از علي عليه‌السلام گرفته تا فاطمه سلام‌الله‌عليها و زينب و ابوذر و سلمان و ... هر يک به نوعي تغيير يابند. صهيونيسم بين‌الملل براي پياده‌نمودن طرح‌هاي خود سازمان‌ها و گروه‌هاي مرموزي را تشکيل داده که يکي از آنها در تحقق بخشيدن به آرمانهاي صهيونيسم لژهاي فراماسونري است... و مردم ما اصلا آگاهي نداشته‌اند که اينها کي هستند.»

     بعد از اين سخنراني کم کم شعار « بني‌صدر ، ديالمه، بحث آزاد پيش همه » زبانزد بسياري از جوانان مسلمان شد و بر برخي ديوارهاي شهرهاي تهران و مشهد نيز نقش بست. بني‌صدر که تبليغات بحث آزادش بسيار فراگير شده بود با توجه به شناختي که نسبت به اين جوان برومند مکتب تشيع و «هشام زمانه» داشت صلاح ندانست خود را درگير چنين بحثي کند. با نخست وزيري شهيد رجايي و شناخت او نسبت به ديالمه، شهيد رجايي او را به عنوان اولين گزينه براي پست وزارت خارجه در نظر گرفته بود؛ چرا که او ضمن تحصيلات دانشگاهي و حوزوي مسلط به زبانهاي انگليسي و عربي نيز بود و تا حدودي با زبان فرانسه نيز آشنايي داشت. شهيد ديالمه پس از اين پيشنهاد شهيد رجايي مطلب را با دوستان و شاگردانش در ميان گذاشت و در نهايت تصميم گرفت آن را نپذيرد؛ چرا که قبول اين پيشنهاد او را از فعاليتهاي فرهنگي‌اش‌‌‌ اين بار به عنوان نماينده مردم و در جهت آگاه ساختن مردم‌ باز مي‌داشت.

     در مجلس نيز با توجه به حساسيت امور شوراها و مانور گروه‌هاي مختلف درمورد آن و آگاهي‌هاي شهيد در مورد آن، در کميسيون مربوط به امور شوراها به فعاليت پرداخت.

به نقل از دوستان

 

خاطره‌اي از پدر شهيد

     قبل از انقلاب، يك انجمن اسلامي پزشكان داشتيم كه در اين انجمن - مخفيانه البته بود-  هر پانزده روزي در منزل يكي از دوستان، همه جمع مي‌شديم. حضرت آيت‌الله مطهري تشريف مي‌آوردند. گرداننده ايشان بودند. مسائل مذهبي مطرح مي‌شد و ضمناً اطلاعاتي از اوضاع و احوال كه داشتند، براي ما، جريان‌ها را بيان مي‌كردند. بنده در اين جلسات انجمن اسلامي محرمانه‌مون، اين فرزندم را با خودم مي‌بردم كه خيلي جالب براش شده بود. مخصوصاً حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و حضرت آيت‌الله مطهري خيلي به ايشان علاقه پيدا كرده بود[ند] و در جلسات غير از اين جلسه ما هم ايشان مي‌رفت پيش آقايان. بعد، آيت‌الله بهشتي در سخنراني‌ها و مطالبي كه بيان مي‌كردند خيلي براش جالب شده بود كه تا حتي اوايل انقلاب هم كه مجمعي تشكيل داده بودند در پامنار، در آن هم شركت مي‌كرد و خيلي مورد توجه آيت‌الله بهشتي هم قرار گرفته بود و اينها بيشتر در جلساتي كه حضرت آيت‌الله مطهري و حضرت آيت‌الله دكتر بهشتي بودند ايشان ديگه ... .

مرحوم دكتر حميد ديالمه، پدر شهيد دكتر عبدالحميد ديالمه

 

خاطره‌اي از آقاي توكلي

     حزب جمهوري اسلامي يك مشي خيلي زيبايي داشت و آن اين بود كه ضمن اعتقاد جدي به كار تشكيلاتي، تعلق سازماني را تقويت نمي‌كرد، به همه احترام مي‌گذاشت، ولي تلاش نمي‌كرد تشخيص حزبي را در مجلس تقويت كند... در همين ايام حزب به ابتكاري دست زد، جلسه بزرگي باحضور اعضاي خود و طرفدارانش در مجلس، در زيرزمين مدرسه رفاه تشكيل داد. تعداد افراد شركت كننده حدود هفتاد نفر بودند. اين جلسه در پخته كردن نظرات و سنجيده شدن چشم‌اندازها خيلي موثر بود... چون تفاهم نيروهاي اصلي و مردمي بالا بود و سازمان ها و احزاب ديگر نقش برجسته‌اي نداشتند، در ميان ما نقش بعضي عناصر خيلي برجسته بود مثلا مرحوم آيت كه واقعا آدم خبره‌اي بود، دكتراي حقوق داشت و روي مشروطه خيلي كار كرده بود، قواعد مجلس را مي‌دانست، در تدوين آئين نامه شركت داشت و به نحو احسن از اختيارات نمايندگي استفاده مي‌كرد. در اين بين دسته هاي كوچك موثري هم بودند مثل شهيد ديالمه كه عده‌اي دور ايشان بودند و كارهاي قدرتمندانه‌اي مي‌كردند و غصه ناهماهنگي با حزب و ديگر جاها را نداشتند.

آقاي احمد توكلي

 

خاطره‌اي از آقاي مرادزاده

     قرار بود آن روز شهيد رجائي بعنوان نخست‌وزير بني‌صدر از مجلس رأي اعتماد بگيرد. بني‌صدر خيلي مقاومت كرده بود تا بتواند جلو نخست‌وزيري شهيد رجائي را بگيرد ولي آن روز به دليل فشار مديريت ارشد كشور و مردم، مجبور شده بود رجائي را بعنوان نخست‌وزير به مجلس معرفي كند. صبح زود به‌همراه يكي از دوستان به مجلس شوراي اسلامي رفتم. تا شايد بتوانم به‌عنوان تماشاگر ناظر سخنان موافق و مخالف اين رأي اعتماد باشم. براي گرفتن كارت در صف ايستاده بودم. مرحوم دكتر ديالمه نماينده مشهد، كه در آن روزها سخنراني‌هاي تند و داغي عليه بني‌صدر مي‌كرد و چند نوار سخنرانيش به دستم رسيده بود، ديدم؛ كه وارد شد. جواني بود خوش‌سيما و مصمم. صدايش كردم. به كنار صف آمد. با وي احوالپرسيس كردم و گفتم كه از حاميان وي در بوشهر هستم و آمده‌ام تا در جلسه علني مجلس شركت نمايم. با كمال تواضع كارتي را به من داد و با همين كارت در جايگاه تماشاچيان حاضر شدم و آن روز را به پاي سخنان تند مخالفين و موافقين اين راي اعتماد نشستم و چون امام(ره) از حاميان سرسخت ايشان بود وي در آن روز رأي اعتماد گرفت و نخست‌وزير شد.

آقاي حاج خليل مرادزاده

 

واقعه هفتم تير و شهداي مجلس شوراي اسلامي

     يك روز پس از سوءقصد به جان آيت ا... خامنه‌اي در ششم تير ماه 1360، در ساعت 20 و‌30 دقيقه شامگاه روز يكشنبه هفتم تير ماه 1360، جلسه‌اي در سالن اجتماعات دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي واقع در سرچشمه تهران برگزار شد.

     نواي ملکوتي قرآن کريم در فضاي سالن طنين انداخته بود و صالحان را بشارت تحقق وعده‌ي الهي مي‌داد. پس از پايان قرائت قرآن کريم و اعلام برنامه، آيت الله بهشتي آغاز سخن نمود. بحث درباره‌ي تورم بود، اما عده‌اي از اعضا خواسته بودند که راجع به انتخابات رياست‌جمهوري نيز صحبت شود. دکتر بهشتي سخنانش را با اين جملات آغاز کرد:

     «ما بار ديگر نبايد اجازه دهيم، استعمارگران براي ما مهره‌سازي کنند و سرنوشت مردم ما را به‌بازي بگيرند. تلاش‌کنيم کساني را که متعهد به مکتب هستند و سرنوشت مردم را به‌بازي نمي‌گيرند، انتخاب شوند.»

     اين کلمات که از لبان حق‌گوي ايشان بيرون تراويد. ناگهان برقي جهيد و نوري خيره‌کننده و صدايي مهيب برخاست و در كمتر از يك ثانيه، از سالن جلسات حزب جمهوري اسلامي جز تلي از خاك چيزي نماند.

     وضعيت كشور پس از اين حادثه خيلي سخت بود. مجلس در مرز سقوط از نظر عدد قانوني قرار گرفت. رئيس شوراي عالي قضايي، دكتر بهشتي به شهادت رسيده بود و شوراي رياست جمهوري كه پس از عزل بني‌صدر تشكيل شد نيز مهم‌ترين عضوش را از دست داد. چهار عضو فعال كابينه و چند تن معاون وزير هم در ميان آنان بودند. حزب جمهوري كه محور تنظيم امور كشور بود، هفت عضو شوراي مركزي و دبيركلش را در يك لحظه از دست داده بود. شوراي عالي دفاع، با عزل رئيس جمهور، شهادت دكتر چمران، دكتر بهشتي و نيز با وضعيت جسماني آيت ا... خامنه‌اي حال و روز خوبي نداشت.

     انفجار دفتر مركزي جمهوري اسلامي در تهران و شهادت 72 تن از برجستگان و نيروهاي لايق و كارآمد انقلاب، عكس‌العمل استكبار جهاني و عوامل داخل آنها در قبال بركناري بني‌صدر و حذف ضد انقلاب از صحنه سياسي كشور توسط مسئولين نظام اسلامي بود. عامل بمب‌گذاري، منافق نفوذي به نام محمّدرضا کلاهي بود که خود جزء نيروهاي خدماتي حزب به‌حساب مي‌آمد و پس از انفجار موفق به فرار گرديد و راهي فرانسه شد. عوامل اين حادثه بزرگ معتقد بودند كه در اثر كشتار مسئولان عالي رتبه، اوضاع كشور به هم مي‌ريزد و انقلاب اسلامي از بين خواهد رفت.

     اما با امداد الهي و با حضور معدود مردان سياسي در كنار رهبر انقلاب، اوضاع سياسي كشور دوباره كمي سامان گرفت و اين روز به خاطر شهيد بهشتي، مرد شماره اول پس از رهبر انقلاب كه رئيس قوه قضائيه بود، روز قضائيه نام‌گذاري شد.

اسامي شهداي انفجار دفتر مرکزي حزب جمهوري اسلامي

   
 
رييس ديوان عالي کشور 1) آيت الله دکتر سيد محمد حسيني بهشتي
نماينده‌ي مردم شهرکرد 2) رحمان استکي
نماينده‌ي مردم تهران 3) دکتر سيد محمد باقري لواساني
نماينده‌ي مردم يزد 4) دکتر سيد رضا پاک‌نژاد
نماينده‌ي مردم رامهرمز 5) عليرضا چراغ‌زاده دزفولي
نماينده‌ي مردم بندرعباس 6) حجت‌الاسلام غلامحسين حقاني
نماينده‌ي مردم نهاوند 7) حجت‌الاسلام محمد‌علي حيدري
نماينده‌ي مردم زابل 8) حجت‌الاسلام سيد محمد تقي حسيني طباطبايي‌
نماينده‌ي مردم بوشهر 9) عباس حيدري
نماينده‌ي مردم نايين 10) دکتر سيد شمس الدين حسيني ناييني
نماينده‌ي مردم شوش و انديمشک 11) سيد محمد کاظم دانش
نماينده‌ي مردم تربت جام 12) علي اکبر دهقان
نماينده‌ي مردم مشهد 13) دکتر عبدالحميد ديالمه
نماينده‌ي مردم تفرش و آشتيان 14) حجت‌الاسلام دکتر غلامرضا دانش آشتياني
نماينده‌ي مردم ملاوي لرستان 15) حجت‌الاسلام سيد فخر الدين رحيمي
نماينده‌ي مردم شوشتر 16) سيد محمد جواد شرافت
نماينده‌ي مردم رودباران 17) ميربهزاد شهرياري
نماينده‌ي مردم درود و ازنا 18) حجت‌الاسلام محمد حسين صادقي
نماينده‌ي مردم مشهد 19) حجت الاسلام دکتر قاسم صادقي
نماينده‌ي مردم اردستان 20) حجت‌الاسلام سيد نور الله طباطبايي نژاد
نماينده‌ي مردم اسفراين 21) حجت‌الاسلام حسن طيبي
نماينده‌ي مردم لنگرود 22) سيف الله عبدالکريمي
نماينده مردم ساري 23) حجت‌الاسلام عبدالوهاب قاسمي
نماينده‌ي مردم نوشهر 24) حجت‌الاسلام عمادالدين کريمي
نماينده‌ي مردم نجف آباد 25) حجت‌الاسلام محمد منتظري
نماينده‌ي مردم نور 26) عباسعلي ناطق نوري
نماينده‌ي مردم لارستان 27) مهدي نصيري لاري
نماينده‌ي مردم اراک 28) حجت‌الاسلام علي هاشمي سنجاني
وزير نيرو 29) دکتر حسن عباسپور
وزير مشاور و سرپرست سازمان بهزيستي کشور 30) دکتر محمد‌علي فياض‌بخش
وزير پست و تلگراف و تلفن 31) دکتر محمود قندي
وزير راه و ترابري 32) موسي کلانتري
معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني 33) دکتر جواد اسد‌اله‌زاده
معاون دفتر آموزش سازمان بهزيستي 34) عباس ارشاد
معاون بازرگاني داخلي وزارت بازرگاني 35) مهدي امين‌زاده
معاون پارلماني و هماهنگي وزارت بارزگاني 36) محمد‌صادق اسلامي
معاون وزارت راه و ترابري 37) مهندس محمد تفويضي زواره
معاون امور مالي وزارت بهداري 38) دکتر هاشم جعفري معيري
معاون وزارت آموزش و پرورش 39) ايرج شهسواري
معاون وزارت بازرگاني 40) عباس شاهوي
معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي 41) دکتر حسن عضدي
معاون امور پارلماني و هماهنگي وزارت کار 42) حبيب الله مهمانچي
معاون رفاه تعاون وزارت آموزش و پروش 43) غلامعلي معتمدي
معاون وزارت آموزش و پرورش 44) سيد کاظم موسوي
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 45) حسن اجاره‌دار (حسني)
عضو حزب جمهوري اسلامي 46) عباس ابراهيميان
عضو دفتر سياسي حزب جمهوري اسلامي 47) حجت‌الاسلام علي‌اکبر اژه‌اي
عضو حزب جمهوري اسلامي 48) علي اصغر آقا زماني
عضو حزب جمهوري اسلامي 49) محمود بالاگر
عضو حزب جمهوري اسلامي 50) حسن بخشايش
عضو حزب جمهوري اسلامي 51) محمدپور ولي
عضو حزب جمهوري اسلامي 52) رضا ترابي
مسؤول آموزش واحد مهندسين حزب 53) مهندس مهدي حاجيان مقدم
عضو حزب جمهوري اسلامي 54) محمد خوش زبان
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 55) علي درخشان
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 56) جواد سرافراز
عضو حزب (مسؤول آموزش شهرستان‌ها) 57) حجت‌الاسلام حسين سعادتي
مشاور عمراني وزارت کشور 58) مهندس محمد علي مجيدي
عضو حزب جمهوري اسلامي 59) حبيب الله مهدي زاده طالعي
عضو حزب جمهوري اسلامي 60) سيد محمد موسوي فر
عضو حزب جمهوري اسلامي 61) محسن مولايي
عضو شوراي مرکزي حزب جمهوري اسلامي 62) جواد مالکي
عضو هيأت پنج نفره‌ي کشاورزي منطقه‌ي مازندران 63) حجت‌الاسلام عبدالحسين اکبري مازندراني ساروي
مديرعامل بانک کشاورزي 64) مهندس حسين اکبري
عضو واحد مهندسين حزب مهندسين اسلامي 65) مهندس هادي اميني
عضو هيأت مديره ي چوب و کاغذ 66) سيد محمد پاک‌نژاد
مدير شرکت فرش ايران 67) محمد رواقي
عضو هيأت مديره ي گروه صنعتي ملي 68) مهندس توحيد رزمجو
دبير کل سازمان امور اداري و استخدامي 69) علي اکبر سليمي جهرمي
مديرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا 70) جواد سرحدي
  71) محمد‌حسن محمد عيني
فرماندار ايرانشهر 72) حبيب مالکي
 
 
 

اسامي مجروحان حادثه هفتم تير

   
نماينده‌ي سبزوار 1) علي اصغر باغاني
نماينده‌ي گچساران و کهکيلويه 2) بهرام تاج گردون
نماينده‌ي آبادان 3) ايرج صفاتي دزفولي
نماينده‌ي گرمسار 4) مرتضي فضلعلي
نماينده‌ي فردوس و طبس 5) مرحوم حجت الاسلام اسماعيل فردوسي پور
نماينده‌ي اهواز 6) سيد محمد کياوش
نماينده‌ي طرقبه و چناران 7) محمد مروي سماورچي
نماينده‌ي قصر شيرين 8) مرتضي محمودي
نماينده‌ي شهرضا 9) قدرت اله نجفي
وزير بازرگاني 10) حسين کاظم زاده اردبيلي
معاون وزارت بهداري 11) سيد جلال سعادتيان
معاون وزارت بهريستي 12) مسعود صادقي
استاندار سمنان 13) محمد‌حسن اصغرنيا
(سردبير روزنامه جمهوري اسلامي) 14) حجت‌الاسلام مسيح مهاجري
کارمند حزب جمهوري 15) مسعود موسوي
کارمند حزب جمهوري 16) علي موسوي
کارمند حزب جمهوري 17) محمود جمالي
کارمند حزب جمهوري 18) زين العابدين رييسي
کارمند حزب جمهوري 19) حيدرعلي عليزاده
کارمند حزب جمهوري 20) هدايت عبدي
کارمند حزب جمهوري 21) دانش مهر
کارمند نخست وزيري 22) مسعود صادقي آزاد
واحد دانشجويي حزب جمهوري 23) ابراهيم عبدي
واحد دانشجويي حزب جمهوري 24) محمد غريب
واحد دانشجويي حزب جمهوري 25) مهدي فاضلي
واحد دانشجويي حزب جمهوري 26) ابراهيم فردوسي

 

  تماس با ما پايگاه‌هاي ديگر تصاوير آثار زندگي‌نامه صفحه اول
 

نقل مطالب با ذكر منبع از Dialame.ir آزاد است.

Powered by Khorsand.ir